دکتر سارا طلوعی: رادیوداروهای مبتنی بر مولکولهای کوچک، افق تازهای برای تشخیص زودهنگام آلزایمر گشودهاند
در سمینار تخصصی گروه داروسازی هستهای دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی تهران، دکتر سارا طلوعی، دستیار تخصصی این گروه، با تشریح تازهترین دستاوردهای جهانی در حوزه رادیوداروهای مبتنی بر مولکولهای کوچک، بر نقش این ترکیبات در ارتقای دقت و سرعت تشخیص بیماری آلزایمر تأکید کرد و گفت: پیشرفت در طراحی ردیابهای اختصاصی برای تصویربرداری مولکولی، همراه با بهرهگیری از هوش مصنوعی و پزشکی شخصیسازیشده، میتواند آینده تشخیص این بیماری را متحول کند.
به گزارش روابطعمومی دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی تهران، سمینار تخصصی گروه دارو سازی هستهای روز 29 تیر ماه 1405 با ارائه دکتر سارا طلوعی، دستیار تخصصی این گروه و با عنوان «Small-Molecule-Based Radiopharmaceuticals for Alzheimer's Disease Detection» (رادیوداروهای مبتنی بر مولکولهای کوچک برای تشخیص بیماری آلزایمر) برگزار شد.
چکیده این سمینار به شرح زیر است:
دکتر طلوعی در این سمینار با اشاره به اهمیت روزافزون تصویربرداری مولکولی در تشخیص بیماریهای نورودژنراتیو اظهار کرد: رادیوداروهای مبتنی بر مولکولهای کوچک، به دلیل توانایی بالای نفوذ به بافت مغز و شناسایی مستقیم تغییرات زیستی، یکی از پیشرفتهترین ابزارهای تشخیص زودهنگام بیماری آلزایمر به شمار میروند و میتوانند دقت ارزیابیهای تشخیصی را به شکل قابلتوجهی افزایش دهند.
وی با بیان اینکه رادیوداروهای نشاندار شده با ایزوتوپهایی مانند فلوئور-۱۸ نقش کلیدی در تصویربرداری PET دارند، افزود: انتخاب یک رادیوداروی ایدهآل مستلزم برخورداری از ویژگیهایی همچون تمایل اتصال بالا، اختصاصیت مناسب، پایداری شیمیایی، عبور مؤثر از سد خونی-مغزی و پاکسازی سریع از بافتهای غیرهدف است تا تصاویر دقیق و قابل اعتمادی از تغییرات مغزی به دست آید.
دستیار تخصصی گروه داروسازی هستهای همچنین با مقایسه مولکولهای کوچک و آنتیبادیها، خاطرنشان کرد: وزن مولکولی پایین این ترکیبات موجب نفوذ سریعتر آنها به مغز و دسترسی بهتر به پلاکهای آمیلوئیدی و تجمعات پروتئین تائو میشود. علاوه بر این، نسبت سیگنال به نویز بالاتر، سهولت سنتز و نشاندارسازی و هزینه تولید کمتر، مزیتهای قابل توجه این رادیوداروها محسوب میشود.
دکتر طلوعی یکی از محورهای مهم پژوهشهای روز دنیا را توسعه ترکیباتی دانست که بتوانند از تجمع پروتئین تائو و پیامدهای نوروتوکسیک آن جلوگیری کنند و گفت: برخی از این مولکولها با اتصال به نواحی خاص پروتئین تائو یا ایجاد تغییر در ساختار آن، از تشکیل تجمعات پاتولوژیک جلوگیری میکنند. همچنین استفاده از پایدارکنندههای میکروتوبول نیز به عنوان رویکردی برای کاهش آسیبهای ناشی از اختلال عملکرد تائو مورد توجه قرار گرفته است؛ هرچند نتایج موفق در مطالعات آزمایشگاهی، لزوماً به اثربخشی قطعی در مطالعات بالینی منجر نشده است.
وی در ادامه به جایگاه ردیابهای هدفگیر آمیلوئید و تائو در تصویربرداری PET اشاره کرد و افزود: ردیابهای آمیلوئیدی مانند Florbetaben، Florbetapir و Flutemetamol در تشخیص، افتراق و پیشبینی سیر بیماری آلزایمر عملکرد ارزشمندی از خود نشان دادهاند. همچنین نسلهای جدید ردیابهای تائو با هدف افزایش اختصاصیت و کاهش اتصال غیراختصاصی توسعه یافتهاند تا دقت تصویربرداری بیش از پیش ارتقا یابد.
به گفته وی، مطالعات بالینی نشان دادهاند که تصویربرداری Amyloid PET میتواند در پیشبینی افت شناختی و تبدیل اختلال شناختی خفیف به بیماری آلزایمر نقش مؤثری ایفا کند. همچنین تصویربرداری دو فازی با ارائه همزمان اطلاعات مربوط به پرفیوژن مغزی و بار آمیلوئیدی، دقت تشخیصی بیشتری نسبت به روشهای متداول فراهم میکند.
دکتر طلوعی در پایان با اشاره به ظهور ردیابهای هدفگیر SV2A برای ارزیابی مستقیم تراکم سیناپسی و بررسی زوال نورونی، تأکید کرد: آینده تصویربرداری مولکولی در بیماری آلزایمر به سمت توسعه ردیابهای هوشمند، بهرهگیری از فناوریهای هوش مصنوعی و پیادهسازی رویکردهای پزشکی شخصیسازیشده در حرکت است؛ مسیری که میتواند تشخیص دقیقتر، مداخله درمانی زودهنگام و بهبود کیفیت مراقبت از بیماران مبتلا به آلزایمر را به همراه داشته باشد.
ارسال نظر